تبليغاتX
نظرسنجی
نظرسنجی

از دنیای آدمها بدم می آید.  دنیایی که من در آن جایی ندارم. کاش بمیرم تا دیگران از شر من خلاص گردند. ای کاش بمیرم و از دست تمام عقده های دیرینم خلاص گردم. ای کاش بمیرم و از دست همه حسرتها و حسادتهایم خلاص گردم.

 من آدم بدی هستم. آدم خیلی بد. سیاه بودم و هستم و خواهم بود. وقتی تلخی ها بر زندگیم چیره می­گردند، خود را تحت فشار زیادی حس می کنم، ابتدا فکر می کنم و فکر می کنم زمین و آسمان را متهم می کنم. بعد که حسابی خودخوری کردم، قلب دردم شروع می گردد، شروع به فریاد زدن می کنم. فریاد می زنم، دیوانه می شوم و انگشت اشاره ام را به سمت بی گناهان( گاه آشنا و گاه غریبه) می گیرم و آنها را متهم می کنم و آزار می دهم، حرفهای ناشایست از دهانم به بیرون فوران می کند. و بعد آرام می­شوم و گریه می کنم. تا چند روز عذاب وجدان دارم و خودخوری می کنم. اشتباه نکرده اید!! من یک روانی هستم. گاهی فکر می کنم چرا خانواده ام من را در اجتماع رها کرده اند و حتی مرا به دنیا اورده اند که باعث آزار  دیگران شوم ؟ باعث خرد شدن اعصاب دیگران گردم؟ جای من بیمارستان روانی است بیمارستان روانی نه اجتماع...... دست خودم نیست وقتی که در اثر مشکلات  تحت فشار قرار می گیرم، دیگر هیچ کنترلی بر رفتار و گفتارم ندارم.

امروز با رفتار نسنجیده ام فردی را به شدت آزار داده ام و حتی شجاعت عذرخواهی هم ندارم!!

در جامعه افراد زیادی رفتار بدی با من داشته اند و من نیز با افراد زیادی بد رفتاری کرده ام. نه ابداً نیامده ام خود را توجیه کنم یا حتی از بار گناهم بکاهم !! من تحت هیچ شرایطی حق بد رفتاری با دیگران را ندارم  . من مستحق بدترین ها هستم. همینطور که تا کنون در زندگیم رنگ آرامش ندیده ام و پایان هر مشکلم، شروع مشکل دیگری برایم بوده. آری!! بار گناهانم است که تاکنون مرا از مادر شدن محروم کرده.

سینه ام درد می کند. انگار خیلی خوشبین بودم که فکر می کردم سی سال دیگر زنده ام!! درد سینه ام این روزها این را به من نمی گوید. می توانم به متخصص قلب مراجعه کنم و بعد از کلی آنژیوگرافی و عمل و عذاب، بمیرم. یا می توانم صدایش را در نیاورم و موضوع را فراموش کنم تا یک روز به آرامی قلبم از حرکت بایستد. من که دومی را ترجیح می دهم .

مرگ چه به من نزدیک است و من چه بی پروا از آن نمی­هراسم!!! شاید نیاز به خوابی طولانی دارم تا از پس بدیهایم ، نفسی راحت بکشم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 22:12  توسط سعید  |